داشتم دنبال یه کلمه می گشتم که واسش بنویسم تو کانالم یا بنویسم بفرستم واسش یاد اون جمله ای که فرستاده بودم واسه خودم افتادم که نوشته بود " گاهی دچار میشی. " وقتی سحر ازم پرسید که دچارش شدی؟ گفتم هیچ کلمه ای بهتر از این پیدا نکردم. دچارش شدم و اصلا و ابدا به هیچ طور دیگه ای نمی تونم توصیف کنم احساسم رو بهش. حتی نمی دونستم میشه دچار یک نفر شد.
از صب تا الان اینقدر بهش فکر کردم دارم خل میشم کم کم. سحر هم زنگ نمیزنه همه چیو بریزم روش راحت شم. الانم اینقده استرس دارم به خاطرش که نشستم دارم جزوه می نویسم.
اینجا شد روزمره نوشت دوباره؟ اشکالی نداره چون من عاشق این وبلاگم هنوز.
برچسب:
نویسنده: رضا احمدپور